تبليغاتX
دوستانه

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


دوستانه

تولد یه خاطره
ولنتاین...دختر...پسر

 

علیکم و السلام.............احوالات ؟

 

خونه نشسته بودم و داشتم دنبال مگس میگشتم.الانم که زمستونه اصلا گیر نمیاد حالا تابستون کلی ریخته.خلاصه منم مجبور بودم که مگس گیر بیارم که درایام ولنتاین مگس بپرونم.خلاصه در همین کش و قوسها بود که گوشیم زنگ زد. وای بعد از مدتها گوشیم زنگ خورد.(آخه الان که خونم همه یه پیام کوتاه همون SMSمیزن کجایی بعد خونه میزنگن)خلاصه یکی از دوستام بود بهم گفت چیکار میکنی منم ماجرا رو براش تعریف کردم اونم گفت ایده خوبیه اما سال بعد اجراش کن چون امسال برنامه داریم.منم ذوق کردم و گفت که بچه ها برای ولنتاین برای هم قرار گذاشتن همون جای همیشگی. خدا خواست که ما هم ولنتاین در بی کسی خود نمونیم .و یکسال وقت دارم که مگس جمع کنم. رفتیم جاتون خالی کلی کفتر عاشق دیدیم که ناخداگاه در فیلمهای ما هم هستن.میخواستم قسمتی از این فیلمها رو بزارم گفتم بی خیال بابا .فردا پس فردا منو میگیرن اعدام میکنن.  ارزشش و نداره............

 

بگذریم یه چند راه کار دوست پسر آزاری گرفتم امیدوارم به دردتون بخوره هنوز آزمایش نشده فعلا در حد یه نظریه هست حالا شما امتحانش کنید بعد جوابشو بهم بدین.....باشه؟


هم اینک راه های دوست پسر آزاری

۱- اگه بهتون زنگ زد(در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتونه...پیدا کنید پرتقال فروش را!!!)بگین سلام حمید جون.بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟می تونین این سیرو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.شرکت ما مسئولیتی در قبال این حادثه ندارد.

2- بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم دختری با کفشهای کتانی یا عروس فراری رو ببینید .

3- تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین وباهاش دعوا کنین با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی ،ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.

4- آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.

5- عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.

6- موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی)بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.

7-همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بو ادکلن چن صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.

8-وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت چهل الی چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید.

                       

 

حالا چند دلیل هم میزارم که اثبات کنم که دختر بودن خیلی بهتر از پسر بودنه و باد پسرا یکم بخوابه که دیگه به پسر بودنشون افتخار نکنن !!!

دلایل قانع کننده که چرا دختر بودن بهتر از پسر بودن است ؟

1-     اگه آی کیوت در سطح پهن هم باشه زرت و زورت واحد پاس میکنی !به ياري يوگي و دوستان

2-     هر موقع اراده کنی با یه ماشین کولر دار میری هر قبرستونی که میخوای !

3-     اگه شبیه بچه کرگدن هم باشی همیشه یه پسر خل و چل پیدا میشه که بهت شماره بده !

4-      بالاخره یه چيزي میتونی بمالی به اون تركيب که چروکا معلوم نشه !

5-      میتونی به این قضیه افتخار کنی که وقتی میری تو روم چت ، کلی ? asl میفرستن واست !

6-      هر چقدم بد هیکل باشی بازم واست لباس پیدا میشه ! حتي اگه خرس باشي

7-      تو اورکات عکس ننه بزرگتم بزاری همه Add ات میکنن ! واسه سر كار گذاشتنت

8-      همیشه میتونی ثابت کنی که با هیچ کسی رابطه ای نداشتی !

9-       بدون دلیل وبلاگت روزی کلی بازدبد کننده داره !

10-   تو ورزشگاه آزادی رات نمیدن وگرنه تو بازی با آلمان حتما میمردی !

11-   اگه ماشینت پنچر شد یا بنزین تموم کردی ، مطمثن باش یه نفر پیدا میشه کمکت کنه!

12-   هر موقع كار بد بكني همه داداشتو نگاه ميكنن.

13-   هميشه يه بي كار مثل من هست كه ازشون دفاع كنه.(پست بعدی یه دفاعیه تنظیم کردم که ....)

 

                            

 

در آخر مثل همیشه باید بگم

که شاد باشین

بابای (دوستون دارم این بوس هم تقدیم به همه دخترای ملوسی که میان اینجا)

 

 

 

+نوشته شده در شنبه 1385/11/28ساعت20:8توسط بیتا |
روز ولنتاین مصادف با 25 بهمن

ماه ( 14 فوریه ) است که روز عشق و محبت نامیده شده و در این روز دخترها و

پسرها به همدیگر هدیه میدهند تا عشق و علاقه خود را به یکدیگر به نحوی ابراز

کنند… هدایای این روز معمولا آب نباتهای فانتزی(البته منظور همون کاکائو بوده

به خاطر اینکه تهاجم فرهنگی نشه به جای واژه نامانوس کاکائو از آبنبات

استفاده شده)، کارتهای نقاشی شده( این هم همون کارت پستال بوده)،

طلا جواهرات سنگهای قیمتی عروسکهایی به شکل قلب و

خرسهای کوچک و این قبیل کادوهاست…این هدایا فقط بین جوانها رد و بدل

نمی شود بلکه در سرتاسر دنیا، انسانها این هدایا را به کسانی که دوستشان

دارند، اعضای فامیل و … هدیه می دهند تا محبت خود را نسبت به آنها ابراز کنند

(البته به غیر از ایران که همه در موقع مرگ هم فقط به فکر همدیگر می افتند)

در تاریخ کلیسای کاتولیک 3 نفر هستند که ولنتاین یا ولنتاینوس نام داشته اند

و درباره تاریخچه ولنتاین روایات گوناگونی وجود دارد که در اینجا به چند مورد

از آنها اشاره میکنم… یکی از این روایات به قرن سوم میلادی در روم مربوط

میشه! در آن زمان کلودیوس دوم امپراطور روم بود، و او به این نتیجه رسیده بود

که مردانی که ازدواج نکرده اند بهتر از مردان متاهل جنگاوری میکنند و در

حقیقت افرادی که خانواده ندارند سربازان بهتری هستند(چون فکر اجاره خونه و

غذا و.... نیستن همون علی بی غم خودمون) ، به همین دلیل او ازدواج را در تمام

امپراطوری روم برای مردان جوان ممنوع کرد... در این دوران کشیشی به نام سنت

ولنتاین پی به بی عدالتی کلودیوس برده و برای مبارزه با او در خفا و به طور

پنهانی در کلیسا برای عاشقان جوان مراسم ازدواج را اجرا می کرد... گفته میشود

که وقتی امپراطور پی به این عمل ولنتاین برد دستور داد تا او را به قتل

برسانند... در روایت دیگر گفته میشود که ولنتاین به این دلیل کشته شده است که

سعی داشته تا مسیحیانی را که به دست رومیان زندانی و اغلب مورد شکنجه بودند

را از زندانهای رومیان فراری دهد.. به روایتی دیگر ولنتاین اولین کسی بوده که

پیام ولنتاین ( Valentine Greetings) را فرستاده است... این پیام زمانی

فرستاده شده که او در زندان به سر میبرده و احتمالا او عاشق دختر زندانبان

خود که در زمان اسارت قبل از کشته شدنش به او سر می زده شده بود... جالب است

بدانید که این دختر بنا به روایات متعدد کور نیز بوده است... در این نامه

فرستاده شده به جای امضا عبارت From your valentine! نوشته شده بود؛ عبارتی

که امروزه نیز در میان مردم جهان مصطلح است... شاید دلیل اینکه امروزه این

همه پیامهای عاشقانه در سرتاسر دنیا در روز ولنتاین ارسال میشود، ادامه دادن

همان سنت دیرینه ولنتاین زندانی باشد... شاید هم سر کار گذاشتن و خندیدن....

به هر حال روایات درباره ولنتاین بسیار زیاد و متعدد است و حقیقت درباره روز

ولنتاین در هاله ای از ابهام قرار داره ... ولی در همه روایات بر زیبایی و

زیبارویی، بی باکی، و از همه مهمتر چهره رمانتیک و غریب سنت ولنتاین تاکید

شده است.... پس آی پسرا آی دخترا ولنتاین یادتون نره مخصوصا پسرا که همیشه

موقع اتفاقهای مهم آلزایمر می گیرن.... حالا می ریم سراغ عرق ملی و..... جشن

مژدگیران این جشن که گاهی در کتب به نامهای مرد گیران ،مزد گیران و مژدگیران

و یا جشن گل نیز نامیده شده. در روز اسپندارمزد* در ماه اسفند برگزار می شده

که بنا به گاه شمار پیشین زردشتی روز پنجم از آغاز اسفند و بنا به تقویم

امروزین روز بيست ونهم از بهمن می شود . در این روز که روز بزرگداشت ایزد

اسپندارمزد یا همان فرشته نگهبان زنان است .زمام امور به دست زنان می افتاده

و گاه دیده می شده که حتی شاه نیز در معیت زنان خود در انظار عمومی ظاهر می

شده .در این روز زنان به خواستگاری مرد دلخواه خود می رفتند و از او تقاضای

ازدواج می کردند (وای چه خوب بوده) و مردان به همسر و یا معشوق خود هدیه و گل

اهدا می کردند به نحوی می توان این جشن را جشن عاشقان نامید . . دیگه واقعا

لاو بترکونید.

 

   

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1385/11/24ساعت11:56توسط بیتا |
سرشماری.ولنتاین و .....

نتایج مقدماتی سرشماری عمومی سال ۸۵ اعلام شد:

 

بر اساس آمارهای مقدماتی سرشماری سال ۸۵ جمعیت کل زنان کشور ۳۴میلیون و ۳۵۹هزار و ۷۲۰نفر و جمعیت مردان۳۵میلیون و۶۸۹هزار و۵۴۲نفر می باشد.که نشان می دهد ۱/۴۹ درصد جمعیت کل کشور را زنان و۹/۵۰ درصد جمعیت کل کشور را مردان تشکیل می دهند.که بدین ترتیب تعداد مردان ۹/۱ درصد بیشتر است.همچنین درصد خانوارهای غایبسرشماری نشده نیم درصد جمعیت کل کشور- که از بالاترین استانداردهای جهان است - ذکر شده است. (روزنامه ی همشهری پنج شنبه ۲ آذر۱۳۸۵)

 

بهههههههههههههههههههههههههه.سلام چطورین؟

 میخواستم این مطلبو زودتر بذارم ولی شرمنده که وقت نبود. خب این متن نشون می ده که تمامی آرزوهای پسرا نقش بر آب شد.آخی جمعیتشون از ما بیشتره و حتی اگه به فرض محال تمام اون نیم درصد هم خانوم باشن بازم جمعیتشون از ما بیشتره و مثله همیشه باید دنبالمون بدون.بیفتن به پای دخترا و التماس کنن تا تازه شاید دختره از یکیشون خوشش بیاد.

                          

 

قدر آقایان را بدانید!!

 

بسه فمینیست بازی!دست از سر کچل ما بردارید.آخر مگه ما چه هیزم تری به شما فروختیم (تروخشکش پیشکش)که با ما این جوری رفتار میکنید؟فکر کرده اید مثلا چه؟آقایون نباشند دنیا بهشت می شود؟!

اصلا شما چه میکنید؟! خدمت سربازی که نمیرید.نفقه که به ما نمیدهید خرجتان هم که الی ماشالله!....چه؟!

قلاب بافی؟!!گل چینی؟!! نمیخواهیم.آن رومیزی های کج و کوله ! جک و جانورهایی که میسازید را هم میریم از مغازه سر کوچه میخریم.

چرا قدر آقایون را نمیدونید؟!کم برایتان ظرف شستند؟سوسک گرفتند؟قدتون نمیرسید از آن بالا کاسه و بشقاب آوردن پایین؟شما فکر میکنید اگر مردها نباشند دنیا اداره میشود؟! نه خانم جان! نه!این تعداد جنگ و خونریزی که در صحنه مشاهده میکنید و اصولا این که زمین در مدار معینی گردش میکند مرهون حضور آقایان در عرصه قدرت است.

 اگر قدرت دست شما بود که اصلا آدم زنده در دنیا باقی نمیگذاشتید!ظرف چند روز جنگ هسته ای و متلاشی کردن کره خاکی و خروج آن از مدار.ما که دید یم...وقتی دعواتان میشود نزدیکه کله یکدیگر را بکنید؟!باز طفلک آقایون فقط چک و چانه هم را پایین میارن.

نمیدونیم چه کسی این کلمه حقوق زنان را انداخت توی دهنتون؟مگه ما چقدر حقوق میگیریم!!تازه اگر بنده خدایی پیدا شودو خدای نکرده دو تا خانوم را به آن دنیا برساند باید به اندازه یک مرد دیه بدهد!!

اهه...این دیگر چه بساطیه!اعصابمون را خراب کردید!بس است دیگر.....

 

             

 

 

در آخر هم بگم که امیدوارم ولنتاین بهتون خوش بگذره حالا یه سوال دوست دارین ولنتاین چه هدیه ای بگیرین؟(خجالت نکش بگو اینجا غریبه نمیاد)

 

پ ن : البته فکر کنم از اونجایی که شما ها اخر بچه مثبتین تا حالا اسم ولنتاین نشنیدین درسته؟ الان حتما میگین از کجا فهمیدم خوب معلومه کسی که تقلب تا حالا نکرده باشه معلومه که ولنتاینم نمیدونه چیه.معنی لغوی ولنتاین یعنی معشوقه ای که در چهاردهم فوریه برگزیده شود که در این روز روز شهادت والنتین مقدس.خوب امیدوارم تفهیم شده باشه.در ضمن من کاری ندارم امسال از کسی هدیه میگیری یا نه جواب سوالمو بده باشه؟

 

شاد باشین

دوستون دارم بابای............

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1385/11/18ساعت23:28توسط بیتا |
نخودی

سلام

دوباره برگشتم

 

یه مشکلی پیش اومده اونم اینه که من مطالب طنزم از کامیم پرواز کرده و در حال حاضر مطلبی ندارم باید دوباره جورش کنم که تنبلی میکنم.اما مطالب عشق و عاشقی دارم که فکر کنم یه جورایی شما خوشتون نیومده.احساس میکنم مطلب پست قبلیم شبیه تفلون بود و به کسی نچسبید.

بگذریم نزدیک به تاسوعا عاشورا هستیم عزاداریتون قبول.و اینکه الان یه مشکلی پیش اومده اینه که نمیشه آهنگای مورد علاقتو گوش کنی.البته بعضی ها بی خیالن بعضی ها هم گوش میکنن بعد عذاب وجدان میگیرن بعضی ها هم کلا گوش نمیکنن.

بگذریم در این راستا من به شما کویتی پور توصیه میکنم حالا اگه هم نخواستی بگیر بنیامین گوش بده.که کلی هم ربط داره.

 

خوب یه مطلب در مورد تنبلی میزام که یکی از دوستان برام آف دادن.به خاطر کمبود مطلب اینو میزارم.امیدوارم تا حالا براتون سند نکرده باشن.

 

تنبلهاي عزيز توجه فرمائيد راهكار هاي جديد رسيد :

 1. روزها استراحت كنيد تا شبها بتوانيد راحت بخوابيد.

 2. در نزديكي تختتان صندلي راحتي بگذاريد، تا اگر از خواب بيدار شديد، روي آن بنشينيد و استراحت كنيد.                              

 3. خوابيدن به نشستن، نشستن به ايستادن، ايستادن به راه رفتن الويت دارد.

 4. جايي كه مي توانيد بنشينيد چرا مي ايستيد.

 5. كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا.

 6. اگر حس كار كردن به شما دست داد، كمي صبر كنيد.(الاخصوص این آخری خیلی مهمه!)

 

برای این پستم نظر نمیزارم.چون این پستم نخودیه.

 

                      

 

 

 

فعلا بابای

شاد باشین

دوستون دارم..

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 1385/11/08ساعت13:44توسط بیتا |
عشق
 

سلام سلام به شما دوستای نازنینم

 

وای که چقدر دلم براتون تنگ شده بود ....  خیلی وقت بود نیومده بودم .....

راستی نظرتون در مورد قالب جدید وبلاگم چیه؟ یه خواهش اگه وبلاگایی که قالب ساز هستن بهم معرفی کنین خوشحال میشم...چون دنبال یه قالب فانتزی با رنگ شاد هست.....

 

توی پست قبلیم که در مورد تقلب بود استقبال زیادی شده البته بیشترا(فکر کنم همه) گفتن اهل تقلب نیستن....خب هر چی بچه مثبت اینجا جمع شدن چه میشه کرد...البته آدم باید نون بازوشو بخوره برای همینم هست که شما از تقلب استفاده نمیکنن.

سیامک جان گفته بودن یه نوع دیگه تقلب اینه که یکی دیگه بره جای آدم امتحان بده اینم میشه اما زیاد کاربرد نداره چون اکثر دانشگاهها از جمله دانشگاه ما که موقع امتحان میان کارت رو نگاه میکنن و یه لیست میزارن جلو دستت که باید امضا کنی یعنی نهایت حفاظت.........

البته شنیده ها حاکیه که دخترای دانشگاه آزاد از یه شیوه بسیار جالبی استفاده میکنن اونم اینه که تنه چادرشون از داخل برگه میچسبونن با سنجاق!! آدم توی کاراین مخلوقا میمونه!!برای یه نمره ناقابل به چه کارایی دست نمیزنن.

 

بگذریم موضوع این پستم در مورد تقلب نیست ...یه موضوع متفاوت!!

عنوان وبلاگم دوستانه است اما تا حالا دراین مورد پستی نداشتم....برای همین این پستم اختصاص میدم به دو نوشته دوستانه......امیدوارم خوشتون بیاد.

                                        

 

پرواز تا عشق

 

من هر روزاز پشت پنجره سکوت به تنهایی ام خیره میشوم و به تلاطم عشقمان پی میبرم.آری دلم تنگ شده بود برای دوباره زیر باران ایستادن و برای زمزمه کردن حتی یک ترانه کوچک با تو.کاش بودی تا ببینی بی تو چگونه اسیر سرودن شعری هستم و چگونه منتظر ابر دلتنگی تا شاید همین روزها ببارد.

حوصله میکنم اما انگار سالهاست که مثل یک پرنده اسیر پشت همین پنجره بی آواز مانده ام.در پس دیوارها و از پشت پنجره نیمه باز حضور مبهم تو را احساس میکنم.سراغ تورا از نسیم میگیرم!گویی او هم بی خبر است.چه آرام آرام گرمای عشق از وجودم زبانه کشید و به وادی فراموشی سپرده شد و امروز تنها خاکستری به جا مانده که گاه گاهی بادی میوزد و شعله ورش میکند.یک روز شاید دوباره برایم زمزمه کردی قطعه پرواز را. یک روز شاید برسم به حقیقت سخن یک شاعر که میگفت:پشت ای ابرها آفتاب است.آری پشت این ابرها آفتاب است!

  

                       

 

خواهد آمد

 

 

نامت قلب ترک خورده ام را آرام میکرد.یادت خاطرات خوش را به یادم می آورد با خنده هایت تمام خوشی های دنیا بر لبانم می نشست.غمت سرگشته و پریشانم میکرد.روزگاریست که مهر خاموشی بر لبانم زده شده محتاج توام ولی نیستی.تنهایم و تو بهانه یی برای تنها بودن بودی .در هیاهوی یک التهاب به دنبالت بودم.زیر بید مجنون روزگار به روی تکه سنگی نشستم اسمت را زیر لب زمزمه کردم ولی نیامدی.سکوت میکردم تا صدای قدمهایت را بشنوم ولی هیچ صدایی جز باران که به سرعت میهمان پنجره میشدند نمی آمد.در کوچه های شب زده به دنبال کورسوی امید از سوی تو همچو دیوانه ها می دویدم ولی نه به تو میرسیدم و نه از تو نشانه یی می یافتم.کم کم زندگی رنگ بالاتر از سیاهی یافت امید نا امید شد اشک ها در چشمانم جوشیدند و جاری شدن ترسم از آن روز بود که امیدم را از دست دهم و نیامدنت را باور کنم.

آن روز هم فرا رسید. روزها در کنار ساحل بر روی شنها می نشستم و به غروب چشم میدوختم و در آسمان خیالم تو را ترسیم میکردم تا روزی که گرمی دستانت را به روی شانه هایم احساس کردم و وقتی سر بلند کردم تو را با دیدگان بارانی یافتم.

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1385/11/03ساعت13:33توسط بیتا |